شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
192
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
و نفرت طبيعت ايشان از دانش ، هرگز به حكمت و فضيلتى كه درين كتابها مندرج شده است نخواهند رسيد ، و با آنكه حكمت را ظاهر و روشن ساختهام ، اما به تحقيق كه قلعه و حصارى در غايت رفعت و استحكام از براى آن ترتيب دادهام كه سفهاء را بر آن گذار نيست ، و جهال را و اشقيا را بر تسخير آن اقتدار نه . و درر جواهر معانى آن را به نوعى در سلك نظم درآوردهام كه حكما را از حسن منظر آن بهجت بر بهجت « 30 » افزوده به كمال تمتع و بهرهمندى فايز مىگردند ؛ و اهل انكار و دروغ از پرتو نور آن بىفروغاند . 13 ، 24 - ارسطو ملايم و بسيار تواضع بود ، و خوش ملاقات با خورد و كلان و اقويا و ضعفا ، در رعايت خاطر دوستان و ترتيب كارهاى ايشان به غايت سعى و كوشش داشت چنانچه اصحاب سير و تواريخ نقل نمودهاند ، و همگى متفقاند بر اين . 13 ، 25 - ارسطو سفيدگون ، گشاده ابرو ، اندكى تنگ اندام ، بزرگ استخوان ، خورد چشم شهلائى ، انبوه ريش ، بلندبينى ، تنگ دهن ، پهن سينه ، هرگاه تنها مىرفت سريع السير بود ، با اصحاب بىشتاب . 13 ، 26 - هميشه كتاب در نظر داشت ، و در هر فقره تأمل مىنمود . هرگاه سؤال مىكردند سر در زير مىانداخت « 31 » ، بعد از انديشهء بسيار جواب مىگفت . روزها به صحرا « 32 » و كنار جوىها مىرفت ، نغمه و الحان و ملاقات اهل رياضات و ارباب مباحثه و جدل دوست مىداشت . در غايت انصاف بود به نوعى كه در اثناى مناظره با خصم معترف مىشد به خطاى خود . 13 ، 27 - و لباسها و خوردنىها و آشاميدنىها و مناكح و حركات « 33 » را به حد اعتدال استعمال مىنمود .
--> ( 30 ) - د : « بر بهجت » ندارد . ( 31 ) - د : سر زير مىانداخت . ( 32 ) - د : صحراها . ( 33 ) - اساس : « حركات » ندارد .